چهره ی خورشید خون، ماه برون شد، زَبون،گو که چه آمد چه رفت؟،شد خِرَد، آمد جنون..! عشق به اجبار نِه،دلشده انکار بِه،مانده قلم این کنون،دال الف گشت و نون.. میکده گر هست شد،باده از"او" مست شد،سرخِ شیدایی...
بر که پناه گو برَد،رانـــــــــده زِ بارگاهِ تو، ؟کاین خسِ راه تو منم،مانــده یِ بی پناهِ تو.. من نه منم نه من منم علت خویش توسنم،بار دهی یا ندهی بنده یِ ، پُر گناه تو..؟ بر ره تو فدا کنم هستی شیدایی...